بعضي وقت ها تو شعر نوشتن سوال هايي واست پيش مياد كه
كه تورو از نوشتن باز مي داره
مثلا اين سوال كه ما واسه چي مي نويسيم
مي خوايم تو نوشتن چيكار كنيم
شاعر چقدر براي نوشتن شعرش بايد عزت نفس داشته باشه
چيزي كه من دير اما بهش الان دارم فكر مي كنم
من الان نمي تونم چيزي بنويسم
چون سد سوالاتم تو ذهنم وجود داره
مي خوام به پرسش هام پاسخ بدم بعد بنويسم
اما دست خالي از اين پست برنمي گرديد
يه كاره كوتاه از دوست خوبم مجتبي صنعتي
دلتنگ يعني
روبه روي دريا ايستاده باشي
و
خاطره يك خيابان خفه ات كند
برمي گردم به زودي .......
